تبليغاتX
۞۞۞ † † † ALLCHIZ † † †۞۞۞ ::. . .::

.

: درباره وبلاگ

 

مدیر وبلاگ و نويسنده:میثم شاداب


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

: پیوندها

 

دل نوشته هاي سرگشاده
آسمون آبي
سایتی دیدنی وجذاب از بچه های اهواز
اکسیر
جدید ترین فیلتر شکن های روز
کسب درآمد اینترنتی مطمئن

 

: موسیقی

 


 
تقدیم به عشقم .................
 
| +| نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 توسط میثم شاداب  |   |  ورود به سایت allchiz
 
سخنی میان عشق...............

 گفت دوستم داری ........گفتم..........نه

گفت تو قلبت جا دارم ...........گفتم.........نه

گفت من زندگی تو هستم...........گفتم........نه

گفت من برم واسم اشک می ریزی......گفتم....نه

                                                              

 ولی وقتی داشت می رفت به او گفتم:.........

 

من دوست ندارم .........بلکه من عا شق توام

تو تو قلب من جا نداری....................تو قلب منی

تو زندگی من نیستی.............................تو عمر منی

من واست اشک نمی ریزم ................من واست میمیرم

 

                                                  تقدیم به عشقم اندی......
| +| نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 توسط میثم شاداب  |   |  ورود به سایت allchiz
 
می خواهم بمیرم .....

کاش امشب برای من صبح نشه

کاش امشب آخرین نفسهای زندگیم باشه

دیگه هیچ آرزویی ندارم ...هیچ آرزویی

دوست داشتن رو با تمام عظمتش با تمام زیباییش درک کردم

زندگی رو با تمام نامردیهاش دیدم

بیشتر از این اینجا بودن فقط و فقط روح منو داره خراب و خراب و خرابتر و آزرده تر میکنه

من...بنده ی نازک دل تو ام که به این روز افتادم،از ضمختی های روزگار

یعنی میشه امشب آخرین باری باشه که اشکام اجازه نمیدن نوشته هامو بخونم و فردا...اولین باری که بر سر مزار آرزوهام اشک نفرت بریزم؟

کاش...کاش..کاش

تنهایم...تنهایم...تنها...یک تنهایی مطلق که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر ،وبقیه همه اش مرگ،همه اش سکوت ،همه اش نیستی.

بیزارم از این زندگی...

بیزار.

خسته ام ،خسته ام ،خسته...

میخواهم در آغوش سرد مرگ آرام بگیرم...

| +| نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386 توسط میثم شاداب  |   |  ورود به سایت allchiz
 
اون عشق نيست ......

آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست

| +| نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386 توسط میثم شاداب  |   |  ورود به سایت allchiz
 
شايد .....

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

| +| نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386 توسط میثم شاداب  |   |  ورود به سایت allchiz
 


کپی برداری با ذکر منبع مجاز است ; ميثم شاداب